اي برده ز آيينه ي دل مهر تو زنگ

 در دامن لطف تو دل ما زده چنگ

 خيريت اين فال   بما    روشن ساز 

با خصم بود صلح نكوتر يا جنگ؟

غلبه بر  دشمن